|
|
|
|
با سلامی مزین به عطر سنبل و نرگس آخرین پست امسال رو براتون در حالی که یک روز به آغاز سال نو باقیست مینویسم خانمهای خونه خسته نباشید آقای خونه بابایی شما هم خسته نباشید دوست جونهای خودم شما هم خسته نباشید به خونه های همتون سر زدم و دیدم که شما ها هم در گیر کارهای خونه بودین مخصوصا یلدا جونم که با اون دستای خوشگلش داشت به مهربون مامان فردا کمک میکرد و بقیه که سهم به سزایی در دوباره کاری مامان های مهربون داشتن بلاخره خونه تکونی هم تموم شد و یواش یواش داره صدای پای بهار خانم نزدیک و نزدیک تر میشه خیلی از ما بچه ها سال گذشته کوچکتر از اونی بودیم که چیزی یادمون بیاد ولی امسال برای ما رنگ و بوی دیگه ای داره منم به سهم خودم کلی توی اسباب کشی و جابجایی وسایل به مامان خانم کمک کردم البته کلی هم چیز جدید یاد گرفتم که براتون میگم اول بریم سراغ عکسام نمیدونم چرا هر چی جمع میکنم بازم تموم نمیشه آخه یکی نیست به من بگه در این شیشه رو من کجا گذاشتم وای اینقده کار کردم که دیگه از خستگی نمیتونم از جام بلند بشم وای خواهر این اسباب کشی هم عجب کاره سختیه ها تازگیها یاد گرفتم اگر چیزی رو بخوام بیخودی خودمو به دردسر نندازم و هی الکی گریه نکنم چون دیدم که جواب نمیده و روش درستی نیست من که این کار رو میکنم اول تو چشمای طرفی که میخوام چیزی رو ازش بگیرم خوب نگاه میکنم بعد با چشمام شروع میکنم به خندیدن و دلبری بعد در یک حرکت سریع خودم رو به مقصودم میرسونم و نمیدونم چی میشه که با خندهاو عشوه های من طرف اصلا همه چیز یادش میره و خودش دو دستی تقدیمش میکنه من امتحان کردم جواب داده شما هم امتحان کنین ضرر نداره از گریه کردن که خیلی بهتره این عکس تو یکی از همین موقعیتها توسط مامان خانمی گرفته شده الان تو مرحله چشم تو چشم هستم بقیه اش هم دیگه عکس نداریم چون مامان در حال چلوندن من بود و نتونست از بقیه اش عکسی بگیره بریم سراغ آموزش بعدی تو ایام عید اگر حوصله تون سر رفت بهتون پیشنهاد میکنم برین اینجایی که من رفتم قایم بشین و صداتون هم در نیاد تا مرحله به مرحله پیش میریم تا حسابی یاد بگیرین مرحله اول شناسایی مرحله دوم جابجایی فقط حواستون باشه منطقه مورد نظر رو قبلا از نظر اندازه چک کرده باشین مرحله سوم جابجایی اساسی و بلاخره مرحله آخر سکوت مطلق تا پیدا کردنتون دیدین چقدر ساده بود تازه کلی هم کیف داره یک چیز دیگه هم اینکه وقتی مامان جون حاضرتون میکنه که برین بیرون میتونین بازم برین و بازیتون رو از اول شروع کنین اونم این مدلی و این مدلی کیف کردین . در انتها میخوام از همه دوستای خوبم و مامان و بابا های مهربونشون که توی سال گذشته به خونه من سر میزدن تشکر کنم و براشون سالی پر از شادی و موفقیت آرزو کنم و از همین راه دور به مامان بزرگهای عزیزم و پدر بزرگ خوبم و دایی های مهربونم و همینطور به همه دوستان و فامیل آغاز سال نو رو تبریک بگم و از خدا برای همه سلامتی ..سعادت و شادکامی رو خواستارباشم و شادی روح همه اونهایی که دیگه در کنارمون نیستن مخصوصا پدر بزرگ عزیزم و آرین کوچولو و همه اون عزیزانی که در سال گذشته بودند و امسال در کنار خانواده هاشون نیستن از خدای مهربون خواستارباشم و سلامتی و تندرستی برای همه عزیزانی که در بستر بیماری هستند و خانواده ای نگرانشون خدای مهربونم میدونم که به حرف دل ما بچه ها گوش میکنی پس لطفا به همه خونه ها رنگ آرامش و آسایش رو بزن و در سال جدید هیچ دلی رو غمگین نکن و پدر و مادرهای خوبمون رو در پناه خودت حفظ کن و ما رو هم برای اونها دوستتون دارم و منتظر صدای قدمهاتون به همراه عطر بهاری وجودتون هستم دلتون شاد....لبتون پر خنده......و قلبتون پر امید باد ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 توسط مامان ویانا| لينک ثابت واه واه چه گرد و خاکی گرفته اینجا رو باید به بزرگی خودتون ببخشید اما دلیلش اولا که این چند وقته که نبودیم به سلامتی و میمنت و با مشورتها مامان و بابا جونم ما خونه قبلی رو فروختیم و یک خونه بزرگتر خریدیم که مامانم و بابام هم برای خودشون یک اتاقی داشته باشن آخه من خسته شدم بسکه اومدن تو اتاق من در نتیجه مامانم و بابا جونم با این همه درس و کار و صد البته یک دختر نازدونه دست تنهایی مجبور شدن به سرعت یک اسباب کشی پارتی حسابی راه بندازن و این بزرگترین دلیلی بود که اولا چون وقته کمی داشتیم فرصت نشد خبرتون کنم. .ولی این وسط منم کلی به مامانم کمک کردم تا زیادی خسته نشن الانم توی خونه جدیدمون هستیم البته هنوز کاملا جابجا نشدیم ولی خوب دیگه دست تنها همینه دیگه حالا هم بهتره پاشم یک گردگیری حسابی این خونه خوشگلم را بکنم راستی شما هم مشغول خونه تکونی هستین مگه نه ..پس خسته نباشین دوستای گل خوشگلم میدونم شما هم بیکار نمی شینی و مثل من دست بکار می شین البته این عکس مال موقعی که توی اون یکی خونمون داشتیم برای اسباب کشی خودمون رو آماده میکردیم اینم سهم من بود آی کیف میده تو این وسط سره همه گرمه و من مشغول پذیرایی از خودم میشم اوا شما هم بفرمایین تازه خبر ندارین وقتی رفته بودیم اون یکی خونه من یک چیزی پیدا کردم ولی نمیدونم چرا داد مامانم در اومد آخه خودتون ببینید مگه من چیکار کرده بودم توش یک عالمه مداد رنگی های خوشگل بود از اونها که مامانها خودشون رو باهاش نقاشی می کنن خوب منم میخواستم امتحان کنم اوا پس چرا من این ریختی شدم ولی بازم نفهمیدم مامانم چرا اینقدر شوکه شده بود اینم از جریانات اسباب کشی ما. راستی دوستای خوشگلم به خونه همتون سر میزنم ولی هنوز اینترنت خونمون وصل نشده برای همین نمیتونم براتون پیغامهای خوشگل بذارم حتما تو اولین فرصت میام و برای همتون یک یادگاری خوشگل میزارم تا یادم نرفته البته میدونم همتون دیگه تا حالا خبر دار شدین ولی بازم من میگم که خونه یاسین جونم و آقا دنی گل آدرسش عوض شده منم حتما توی لیستم درستش میکنم . توی این گیر و دار من و بابا جونیم تصمیم گرفتیم یک کشتی حسابی بگیریم ولی من آخر سر نفهمیدم من بابامو سرو ته کردم یا بابام منو سرو ته کرده شما چی فکر میکنین چند وقت پیش رفته بودیم جایی مهمونی که یکی از دوستای خوشگلم رو دیدم سلام عزیزم چشم ما روشن خوب شد شما هم اومدین کلی دلم برات تنگ شده بود تا یادم نرفته بگم که من عاشق این هستم که همه بچه ها رو بغل کنم ولی نمیدونم چرا بعضی ها از دستم فرار میکنن ولی این خوشگل خانم فراری نشد خوب بریم سراغ ادامه مهمونی این مکالمه بین من و دوستم رد و بدل شده به به چشمم روشن استراق سمع هم که میکنین من...خانمی چه میکنی با خونه تکو نی دوستم ....وای خواهر حرفشو نزن که از خستگی جون به تنم نمونده من.... حالا عیبی نداره بیا یک کمی قر بدیم شاید رفع خستگی بشه تازگیها من به هنر نقاشی علاقمند شدم و فکر کنم اگه چشم نخورم حتما معروف میشم باور ندارین پس درست بشینین تا از صورت ماه همتون یک پرتره خوشگل بکشم آفرین همینجوری خوبه صاف بشین بتونم زاویه ا ون چشمای خوشگل رو بکشم به به چی کشیدم تقدیم به همه شما که دوستتون دارم دوستای خوشگلم بهتر منم دیگه برم یک جای امن پیدا کنم چون خوابم گرفته دوستتون دارم و منتظر صدای قدمهاتون و عطر بهاری وجودتون هستم شما بگین امن تر از اینجا میتونم پیدا کنم بویییییییییییی بهار میاد ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 توسط مامان ویانا| لينک ثابت |
Designed By :HAMRAZ