اولین سلام در سال 1386
با سلامی به درخشندگی آفتاب خانم و به لطافت جوانه های تازه
تعطیلات خوش گذشت ؟ حتما خوش گذشته مگه میشه در کنار مامان و بابا های مهربون بود
و خوش نبود ....اینجوری که از وبلاگهای دوستای خوشگلم خوندم برای همگی روزهای خوب
و خاطره انگیزی بوده ..البته اینم باید بگم که ما اینجا مثل شما که در ایران هستین این همه
تعطیلی نداریم ولی از روز ۱۳ بدر ما هم به مناسبت عید پاک ۱ هفته تعطیل بودیم
که کلی خوش گذشت و برای اینکه بیشتر ازاین منتظرنمونین اول یک سری میزنیم به
ساعتهای قبل از سال تحویل و مروری میکنیم به مهمترین کارهایی که من انجام دادم
اول بساط یک سبزی پلو ماهی رو راه انداختم و همینطور که خودتون میدونید
بیشتر کارهای خونه با منه ..آخه بابا جون مثلا من دختره خونم وباید توی کارها
به مامان جونم کمک کنم برای همین شروع کردم به

بعله سبزی پاک کردن
ولی نمیدونم چرا اینهمه سبزی مامانم خریده
آخه بابا جون یک کمی هم به من فکر میکردی که میخوام اینها رو پاک کنم
ای ای ای جوونی کجایی که یادت بخیر
جوونتر که بودم یک کوه سبزی میزاشتم جلوم ۱ ساعته پاک میشد
ولی الان هی هی هی
بگذریم بلاخره سبزی ها تموم شد و من رفتم که حاضر بشم
و بعدشم سفره هفت سین رو بچینم
ای بابا دلتون خوش ها مامان و بابا کجا بودن اونها امسال همه کارها رو
ریخته بودن سر من
زودی رفتم خودم حاضر شدم و مشغول مرتب کردن سفره هفت سینمون شدم
همه چیزها رو که چیدم این شیرینی ها رو هم مرتب کنم کارم تموم میشه
آخیش خسته شدم ها
بهتره تا اینجا نشستم کمی هم از خودم پذیرایی کنم
وا .... خوب حالا چی میشه مگه
یکدونه شیرینی دارم میخورم اینهمه کار کردم صداتون در نیومد
حالا من دارم شیرینی میخورم غر میزنین
خلاصه سال تحویل شد و عید شما هم مبارک شد![]()
اون شب هم اینقدر از مهمونها پذیرایی کرده بودم که دیگه از خستگی نا نداشتم
ای بابا دستم دیگه قدرت نداره
همینجوری نشستین منو نگاه میکنین بابا جون یک کمکی بدین به من آخههههه
بعدشم دیگه رفتم خوابیدم آخه فرداش کنسرت داشتم و باید خوب استراحت میکردم
ببخشید یادم نبود دعوتتون کنم حتما دفعه بعد یادم میمونه و از قبل همتون رو دعوت میکنم
اینم عکسی از کنسرتم
البته یک نوازنده چیره دست دیگه هم منو همراهی میکرد
خوب امیدوارم به شما هم همینقدر خوش گذشته باشه البته
توی تعطیلات عید پاک یک مهمونی دخترونه هم خونه خاله شهرزاد دعوت داشتم
که در شماره بعدی شرح کاملی از اون روز به همراه کلی عکس براتون میزارم
بازم میخوام از همه دوستای خوبم که قدم رنجه میکنن و به خونه من سر میزنن
تشکر کنم و بگم منم به یاد همتون هستم و براتون روزهای خوب و شادی رو آرزو
میکنم و امیدوارم امسال سالی پر از دندونهای ریز صدفی....حرفهای ناب و شیرین
خنده های سرخوش و قدمهایی استوار برای همه دوستای خوبم باشه
و برای بزرگترها هم سالی پر از صبوری و عشق تا بتونن در این راه
همراه و یاور خوبی برای ما باشن .
در ضمن ما همگی منتظر ورود آقا دنی برادر آقا یاسین گل هستیم
و در شمارش معکوس به همراه خاله زهرا و آقا یاسین لحظه ها رو
گلباران میکنیم .
دوستتون دارم و منتظر صدای قدمهاتون و عطر بهشتی نفسهاتون هستم.










