.سلامی همراه با لطافت هوای زیبای پاییز و به گرمای خونه دلتون

بازم روزه شنبه اومد و من سروکلم پیدا شد ای دلم براتون تنگ میشه

.ولی چاره ای نیست باید تحمل کنم

به سلامتی و میمنت دندونهای بالا هم دارن تشریف میارن وکاره منو

راحتت تر میکنن .ای بابا منظورم همون امر مقدس خوردن بود دیگه

جدیدا یاد گرفتم خودمو کمی تا قسمتی لوس کنم و.....دیگه خودتون

حدس بزنین ...اینقدر کیف داره یک نق بزنی بعد ببینی دوتا چشم

داره عاشقونه نگات میکنه ..منم همین که عشقولانه خونم میاد

پایین سریع مجهز میشم به یک نق کوچولو و بعدش یک عالمه

.عشقه که نصیبم میشه باورتون نمیشه امتحان کنید

......اینجا دیگه داشتم تصمیم میگرفتم که

من تازگی صاحب یدونه توپ شدم ولی یه چیزهایی توشه که من

...سر در نمیارم کلی هم باهاش کلنجار رفتم ولی

ای بابا سرکاریه آره خوب از اول به آدم بگین

من که هیچی سر درنیاوردم باباجون خوب برام یک توپ ساده میگرفتین

ای از دسته بعضی کارهای این مامان خانم ناراحت میشم

تا بهش میگی چه کنم ورت میداره میبرتت توی فروشگاهها گردوندن و

صد البته خرید کردن آخه من چیکار کنم باهاش

البته این دفعه حق داشت چون اینجا یهو زمستون میشه و مامان جونم تصمیم گرفته

بود بریم و تا وقت داره برام کلاه بخره که نکنه من توی سرمای اینجا یخ کنم

اصلا چرا من اینقدر حرف میزنم خودتون ببینید

این از این

نه بذار یکی دیگه رو امتنحان کنیم

ای وای اینم نه خوب بذار ببینم دیگه چی اینجا هست

قیافمو دارین دیگه خستگی داره میباره از صورتم ولی مگه مامان خانم ول کن بود

تا گفت این نه بریم جاهای دیگه رو ببینیم که دیگه طاقتم تموم شد و

بنای اعتراض رو سر دادم و بلاخره مامانی رضایت داد بریم خونه که من بخوابم

ولی از اونجایی که من دیگه طاقتم تموم شده بود

از توی همون ماشینی مدل بیهوشی گرفتم تازه مد شده آی تو ماشین کیف میده

به ثانیه نرسیده چپه شدم و

آخیش راحت شدم مامان خانم لطفا مزاحم نشوید.

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقیست زودتر از شنبه میبینمتون.

دوستتون دارم و منتظرتون میمونم