سلام به روی ماه همه دوستای گلم

خیلی زودتر از اینها قرار بود بیام بنویسم ولی این خانم بلاگفا نازشون زیاد شده و

حتی نمیتونستم برای دوستای خوشگلم کامنت بذارم .

همینجا اول کاری از همه دوستای نازم که اومدم و با دردسر وبلاگهاشون رو

دیدم و نتونستم کامنت بذارم حضورا و شخصا پوزش میخوام و در ضمن

دوستانی هم که در بلاگر منزل جدید خریدن و از سیستم بتا استفاده کردن

هم منو از گذاشتن کامنت محروم کردن مثل فرین جون خودم که از همینجا

بهش سلام میکنم و میگم خیلی ناز شدی.

بعدشم شنیدین که آقا یاسین جینگولک داره صاحب یه هم بازی میشه

که بهش تبریک میگم بعدشم حتی اگه تو هم با من قهر باشی من

با تو دوسته دوستم .

کسرا رو هم که دیدین چه ناز شده موهاشو کوتاه کرده و کلی قیافه اش

ناز شده

و بازم کلی دوست جدید پیدا کردم که تو یک فرصت مناسب هم لینکشون رو

میذارم هم معرفیشون میکنم.

راستی یادم رفت بگم عاشق رنگ مانتوی دوشس خانم شدم.

خوب بریم سر اصل مطلب

چند روز پیش یک قراری داشتم توی یک رستوران وای اینقدر هیجان انگیز بود

اولش که با مامانم حاضر شدیم بریم سر قرار خوب آخه خوب نبود تنهایی برم

برای همین مامانم رو هم با خودم برده بودم 

واییییییییییییی خیلی اضطراب داشتم  از قیافه ام معلومه  خودتون ببینید

خلاصه با همه استرسی که داشتم رفتم سر قرار

و همونجا با مامانی منتظر شدیم

البته من یک کمی زود رسیده بودم و این به من اجازه میداد به

اعصابم مسلط بشم

اولش برام یک کفش آوردن توی یک سبد مونده بودم قبولش کنم یا نه

بلاخره با مشورت مامان جونم قرار شد که قبولش کنم آخه خودم لنگشو داشتم

لحظه دیدارمون داشت نزدیک و نزدیک تر میشد و من همچنان منتظر

اوا اومدش به به چه خوشتیپه ..  اونه مامان ببینش

واییییییییییییییییییییی من اینو میخوام مامان  ..... داره به من میخندههههه

بدو مامان منو بذار سرجام تا نیومده بدو بدو

اومدش به افتخار آقا یک دست محکم  وایییییییی

 

سلام

بفرمایین من و مامانم منتظرتون بودیم خوش اومدین صفا آوردین

آهای آقا بدو بیا سر میزه ما  یه نوشیدنی هم بیار قربون دستت

واییییییییییییییی من دیگه نمیتونم تحمل کنم میخوام زودتر برم بغلش

آخه من بابا جونیمو خیلی دوست دارم

دوستت دارم بابا جونی  بدو بیا بغلم کن این همه منتظرت بودم آخه

مامانی جونم از شما هم به خاطر همراهی در این قرار ملاقات

کمال تشکر رو دارم .

خوب اینم داستان قرار ملاقات من و بابایی

در اینجا لازمه که ۱۰ ماهه شدن یلدا خانم گل و آوین جونم و همچنین خودم رو

تبریک بگم

حتما زودتر از شنبه دیگه اگه این خانم بلاگفا بذاره میام و جریان ۱۰ ماهه شدنم رو براتون میگم

دوستتون دارم و منتظرتون میمونم